خرید بک لینک
از لای موهای توجهان جای بهتری استبرای تماشابرای قدم‌زدن کنار تیزی مرگبرای گم‌شدن بین درختان ابربین درختان بارانبارانِ ریخته روی بی‌قراری دست‌هاتبارانِ ریخته روی بی‌قراری بخار اسمتوقتی سرد است همه‌چیزو من به دنبال ادامهٔ مادرمبه لب‌های تو پناه می‌آورمبه تلخی پنهان میان چشم‌هاتبه تلخی خیابان‌های نمناک رشتخیابان‌های فراموشی و خاطره فراموشی و دیوارهای هر چه بنویسم وهر چه بنویسم:نزدیک‌تر بیاو هر چه بنویسم:چشم‌های تو بیانیه‌اندتمام نمی‌شوند و لاینقطع ادامه دارندو لاینقطع تازیانه می‌زنندو لاینقطع بال

برچسب: نویسنده: حمید پارسامنش تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 19:29

توی سکوتیک چیزی هم داشتهم می‌خواست بچرخدو از لای دیوارهٔ رگ‌ها بزند بیرونیک چیزی مثل... مثل...مثال بلد نیستم بزنماما مثل مهکه آفتاب از پشت جدارهٔ نازکش می‌آید این‌طرفو تو یک قدم دیگریک گام بیش‌ترمی‌‌روی به پیش‌و دست‌هایت را می‌گذاری روی دست‌هاو هرچند دقیقه یک‌بارکه صدای باز و بسته شدن پلک‌هامی‌پیچد توی هواتوی هوای هواهاتوی آخرین پیچآخرین دور در تاریکیکه نفس‌نفس می‌روی و می‌آییو پخش می‌شوی روی داغو روی پوستکه روی پوستو بالاتر از این‌جا که بادهاآوار می‌شوندو گفتی بگوگفتی دوباره بگوو در سکوت انگا

برچسب: نویسنده: حمید پارسامنش تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 19:29

آغشته‌شدن به رازها مثلا فروشدن در رگ‌های نازک پشت پلک‌ها مثلا لب‌بستن به لوانی لعابی سراسیمه از خواهشی نزدیک مثلاً تاویل رگ به زندگی رگ‌های گلوی زنی جوان ایستاده روبه‌نور مثلاً آغازی ناگهانی از پوست که فرو می‌رود در کلمه‌ای مه‌آلود از رسوخ در خیابان‌های سیاه پایتخت آغازی بداهه در دستگاه شور بدایتی از هم‌واره و هرگز مثلاً شکل قدیمی لغزش چاقو در آب زلال بحبوحهٔ هنگام و حتا ضربان خون در لحظه‌های تماشا در لحظه‌های بیان جملهٔ مرا بپوش در لحظه‌‌های بیان مرا در

برچسب: نویسنده: حمید پارسامنش تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 19:29

صفحه بندی